کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قدم بقدم پیش رونده
تلفظ بین المللی :
/q1ˈadam bˈaq1dam pˈiʃravˌandeː/
تلفظ :
[q1'adam b'aq1dam p'iSRav,ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قدم بقدم
وقتی در انتظار قدم هایش بودم
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بریدن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
gradual
(صفت)
اهسته، تدریجی، پیگیر، قدم بقدم پیش رونده
کلمات مرتبط
قدم بقدم
وقتی در انتظار قدم هایش بودم
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بریدن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
نظرات