کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قدم-بریدن | کلماتور
معانی کلمه : قدم بریدن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈadam borˈidan/
تلفظ :
[q1'adam boR'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قنات بادین 1 قم
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
قدم خاک
قدم داشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قدم بریدن. [ ق َ دَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) قدم بریده شدن ؛ ترک آمد و شد کردن. ( آنندراج ) :
بریده شد قدمش ساعتی از آن در و بام
به آفتاب گرفتن خوشم برای همین.
محمد قدسی ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
( ~ . بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ترک آمد و شد کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ترک آمد و شد کردن .
کلمات مرتبط
قنات بادین 1 قم
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
قدم خاک
قدم داشتن
نظرات