قافله. [ ف ِ ل َ ] ( ع اِ )کاروان. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). قیروان : سوی او از شاعران وزائران شرق و غرب قافله درقافله است و کاروان در کاروان.فرخی.تا برگرفت قافله از باغ عندلیب زاغ سیه بباغ درآورد کاروان.فرخی.بی سیم سائل تو نرفت ایچ قافله بی زر زائر تو نرفت ایچ کاروان.فرخی.کاروان ظفرو قافله فتح و مرادکاروانگاه به صحرای رجای تو کند.منوچهری.لشکر پیری فکند و قافله ذل ناگه بر ساعدین و گردن من غل.ناصر...
فرهنگ عمید
گروهی از مردم که با هم به سفر بروند یا با هم از سفر برگردند، کاروان.
فرهنگ معین
(فِ لَ یا لِ ) [ ع . قافلة ] (اِ. ) کاروان . ج . قوافل .
فرهنگ فارسی
گله
مونث قافل، کاروان، گروهی ازمردم که باهم بسفربروندیاازسفربرگردند ( اسم ) گروه مسافر کاروان .
دانشنامه عمومی
قافله (فیلم). قافله (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید جوانمرد ساختهٔ سال ۱۳۷۱ است.جمشید هاشم پورکتایون ریاحیعلی ثابتحسن رضاییمنوچهر حامدیپرستو گلستانیشاهد احمدلوکاظم هژیرآزادنریمان شادابناصر گیتی جاهرضا مرادیانرفیع مددکارامیرحسین صدیقانوشیروان نعیمیمختار سائقیرستمیمحمود حاتمیحسین غیابیرضویمحمدرضا ریاحیکریم نشاطمنصور فرنیاالیاس حسین میرزایینسیم جوانمرددر یک درگیری بین نیروهای انتظامی و قا...