کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قاصد چرخ
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑsed tʃˈarx/
تلفظ :
[q1'Ased tS'aRx]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قاصد
قاصد بهشت
کبوتر قاصد
گل قاصد
عصای قاصد
صبر قاصد خداست کارها روبرو است
محمد قاصد
هفتمین قاصد برای ادو
مبلغ النظر فی حکم قاصد الاربعه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قاصد چرخ. [ ص ِ دِ چ َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از ماه است. || کنایه از آفتاب هم هست. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
کنایه از ماه است کنایه از آفتاب هم است .
کلمات مرتبط
قاصد
قاصد بهشت
کبوتر قاصد
گل قاصد
عصای قاصد
صبر قاصد خداست کارها روبرو است
محمد قاصد
هفتمین قاصد برای ادو
مبلغ النظر فی حکم قاصد الاربعه
نظرات