قاصد. [ ص ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی ازقصد. آهنگ کننده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). قصدکننده. ( مهذب الاسماء ). || در اصطلاح فارسی مستعدقتل. ( آنندراج ). آنکه قصد جان کسی کند : دل بد چه کنی بر من و بدعهد چه گردی قاصد چه شوی بی سببی فتنه و شربر.سوزنی.بخون و خواسته مهتران شدم قاصدربا و رشوه پذیرفتم از وصی و یتیم.سوزنی.همان قاصدان نیز کردند جهدکه بر خون او بسته بودند عهد.نظامی.|| راه راست رونده. ( آنندر...
(ص ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - قصدکننده . ۲ - پیک پیاده که نامه یا پیغامی را به مقصد دوری می برد.
فرهنگ فارسی
قصدکننده، آهنگ کننده، نامه بر، پیک، چاپار ( اسم ) ۱ - آهنگ کننده قصد کننده ۲ - آنکه قصد جان کسی کند ۳ - میانه رو ۴ - کسی که نامه یا پیغام بجایی ( دور ) برد برید پیک ٠ یا گل قاصد ٠ یا قاصد چرخ ۱ ٠ - ماه قمر ۲ - آفتاب شمس ٠
دانشنامه عمومی
قاصد (به معنای پیک و فرستاده) یک بمب هوشمند ۹۰۰ کیلوگرمی (۲۰۰۰ پوندی) ساخت ایران است.قاصد یک جنگ افزار هدایت شونده دقیق است؛ اما این آشکار نیست که آیا این بمب هدایت لیزری است یا هدایت تلویزیونی. در ۲۳ اوت ۲۰۰۷ پرس تی وی این بمب را به عنوان یک بمب هدایت لیزری گزارش داد؛ اما فیلمی که در هنگام تست آتش آن تهیه کرده اند نشانگر هدایت تلویزیونی بودن آن است. این بمب توسط هواپیمای جت اف-۴ فانتوم بکار می رو...
گویش مازنی
۱خواستگار ۲پیام بر – مامور انجام کاری ۳دلاله
/ghaased/ خواستگار - پیام بر – مامور انجام کاری ۳دلاله