Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاصدی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑsedˌi/ تلفظ :‌ [q1'Ased,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • چماق قاصدی
  • قادی کلا بزرگ
  • قادیان
  • قادیه
  • قادیکلا
  • قادیکلا ارطه
  • قاصد
  • قاصد چرخ
  • قاصدا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

قاصدی. [ ص ِ ] ( حامص ) شغل و عمل قاصد و نامه رسان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شغل و عمل قاصد ٠

گویش مازنی

خواستگاری – پیغام بری

/ghaasedi/ خواستگاری – پیغام بری

کلمات مرتبط

  • چماق قاصدی
  • قادی کلا بزرگ
  • قادیان
  • قادیه
  • قادیکلا
  • قادیکلا ارطه
  • قاصد
  • قاصد چرخ
  • قاصدا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات