معانی کلمه : قاصدک
لغت نامه دهخدا
قاصدک. [ ص ِ دَ ] ( اِ مرکب ) گیاهی از نوع کمپوزاسه شامل انواع متعدد است که در غالب نقاط یافت میشود. این گیاه بوته ای دارد که تا حدی برآمده و برگهائی دارد که بهم جمع شده اند. در قم آن را خبرآورک و در خراسان خبرکش گویند.
فرهنگ معین
(ص دَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوعی گیاه علفی چتر مانند که میوه های آن را باد به آسانی به هر سوی برد، گل قاصد.
فرهنگ فارسی
گل قاصد
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
شیتانک
/ghaasedek/ شیتانک
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
dandelion (اسم)
قاصدک
