معانی کلمه : قاصدا
لغت نامه دهخدا
( قاصداً ) قاصداً. [ ص ِ دَن ْ ]( ع ق ) عمداً. قصداً. از روی عمد و قصد :
چو هستی است مقصد در او نیست گردم
که از خود در آن قاصدا میگریزم.
چو هستی است مقصد در او نیست گردم
که از خود در آن قاصدا میگریزم.
فرهنگ فارسی
از روی عمد عمدا قصدا عاملا ٠
