Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فیشله

تلفظ بین المللی : /fˈiʃleː/ تلفظ :‌ [f'iSle:]
لغت نامه دهخدا
  • فیصله
  • فیصله دادن
  • فیصله یافتن
  • فیله
  • فیله ورین
  • فیله گیری
  • قلعه شنت فیله
  • فیصله کردن
  • فیشیه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فیشلة. [ ف َ ش َ ل َ ] (ع اِ) سر نره و سر نره ٔ کلان . (منتهی الارب ). ج ، فیاشل . (اقرب الموارد).

( فیشلة ) فیشلة. [ ف َ ش َ ل َ ] ( ع اِ ) سر نره و سر نره کلان. ( منتهی الارب ). ج ، فیاشل. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • فیصله
  • فیصله دادن
  • فیصله یافتن
  • فیله
  • فیله ورین
  • فیله گیری
  • قلعه شنت فیله
  • فیصله کردن
  • فیشیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات