Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فقاع گشادن

تلفظ بین المللی : /faq1ˈɑʔ ɡoʃˈɑdan/ تلفظ :‌ [faq1'A? goS'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فقاع گشودن
  • فقع گشادن
  • فقع گشودن
  • فقاع
  • حکم فقاع
  • ذی فقار
  • فاقع
  • فراع
  • فقا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فقاع گشادن. [ ف ُ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) آروغ زدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || کنایت از لاف زدن و تفاخر کردن. ( آنندراج ) ( برهان ). نازیدن. بالیدن. ( یادداشت مؤلف ) : آنجا که من فقاع گشایم ز دست فضل الا ز درد دل چو یخ افسرده تن نیند.خاقانی.صاحب بدر و حنین از تو گشاید فقاع کآن گهر چون سداب برکشی از بهر کین.خاقانی.ولی خانه بر یخ بنا دارد و من ز چرخ سدابی فقاعی گشایم.خاقانی.رفت آنکه فقاع از تو گ...

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) باز کردن سر شیشه فقاع ۲ - ( مصدر ) کار کوچکی را انجام دادن : و گر جلاب دادن را نشایم فقاعی را بدست آخر گشایم . ۲ - پراکنده قطرات با فشار باطراف ( همچون پراکندن قطرات فقاع ) ۴ - آروغ زدن(چه نوشیدن فقاع معمولا تولید آروغ می کند ) ۵ - تفاخر کردن لاف زدن : نوروز ز نار و سیب زرین بگشاد ز تو فقاع شیرین ( مشکین ) . ۶ - حکایت کردن حاکی بودن : آب جامد چون دست ممسکان از افاضت خیز بسته هوای بارد...

کلمات مرتبط

  • فقاع گشودن
  • فقع گشادن
  • فقع گشودن
  • فقاع
  • حکم فقاع
  • ذی فقار
  • فاقع
  • فراع
  • فقا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات