Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فشیان

تلفظ بین المللی : /faʃˈiɑn/ تلفظ :‌ [faS'iAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • ده فشیان
  • دیبا فشان
  • دیبا فشانی
  • دینار فشان
  • راز فشانی
  • روان فشاندن
  • زر فشاندن
  • ستاره فشان
  • سرکه فشان
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فشیان. [ ف َ ش َ ] ( ع اِ ) تاسا. ( منتهی الارب ). غشی که به انسان روی آورد. ( از اقرب الموارد ). تاسه. رجوع به غشی و تاسه شود.

دانشنامه عمومی

فشیان، روستایی از توابع شهرستان چرام در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.این روستا در ۵ کیلومتری جنوب شهر چرام در میان دشتی حاصلخیز و قرار گرفته است.بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۵۲ نفر (۸۹خانوار) بوده است.wiki: فشیان...

کلمات مرتبط

  • ده فشیان
  • دیبا فشان
  • دیبا فشانی
  • دینار فشان
  • راز فشانی
  • روان فشاندن
  • زر فشاندن
  • ستاره فشان
  • سرکه فشان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات