معانی کلمه : فسحه
لغت نامه دهخدا
فسحة. [ ف ُ ح َ ] (ع اِمص ) فراخی . (منتهی الارب ).
فسحه. [ ] ( اِخ ) به معنی تل مرتفع و نام یکی از مرتفعات کوه نبو است که موسی قبل از موت خود اراضی مقدسه را از بالای آن دید. ( از قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ فارسی
به معنی تل مرتفع و نام یکی از مرتفعات کوه نبواست که موسی قبل از موت خود اراضی مقدسه را از بالای آن دید .
