کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرو-نشانیدن | کلماتور
معانی کلمه : فرو نشانیدن
تلفظ بین المللی :
/fˈoru nˌeʃɑnˈidan/
تلفظ :
[f'oRu n,eSAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرو نشاندن
خشم را فرو نشاندن
فرونشانیدن
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فرونشاندن
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرونشانیدن. [ ف ُ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) نشاندن. فرونشاندن. رجوع به تمام معانی فرونشاندن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پایین نشاندن ۲ - ته نشین کردن ۳ - کم کردن حرارت چیزی ۴ - خاموش کردن ۵ - کم کردن حدت چیزی ۶ - آرام کردن تسکین دادن .
کلمات مرتبط
فرو نشاندن
خشم را فرو نشاندن
فرونشانیدن
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فرونشاندن
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
نظرات