Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروزندگی

تلفظ بین المللی : /fˌoruːzandˈeɡi/ تلفظ :‌ [f,oRu:zand'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • فروشندگی
  • هنر فروشندگی
  • فروشندگی سیار
  • فرازندگی
  • دین فروزنده
  • فرخندگی
  • فرزندی
  • فروزنده
  • فروزنده رو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فروزندگی. [ ف ُ زَ دَ /دِ ] ( حامص ) روشنی و ضیاء و تابندگی و تابانی. ( ناظم الاطباء ). درخشندگی. فروزش. رجوع به فروزنده شود.

فرهنگ عمید

درخشندگی، روشنی.

فرهنگ فارسی

روشنی و ضیائ و تابندگی و تابانی

دانشنامه عمومی

فروزندگی (به انگلیسی: ɪncadescence) به تراگسیل تابش الکترومغناطیسی از یک جسم داغ به دلیل دمایش گفته می شود. فروزندگی در مقابل تابناکی قرار می گیرد که تراگسیل نور به دلیل گذار الکترونی الکترون های برانگیخته در اتم است.wiki: فروزندگی...

مترادف و متضاد

luminosity (اسم)
فروغ، درخشش، نور افکنی، فروزندگی، جسم نورانی

کلمات مرتبط

  • فروشندگی
  • هنر فروشندگی
  • فروشندگی سیار
  • فرازندگی
  • دین فروزنده
  • فرخندگی
  • فرزندی
  • فروزنده
  • فروزنده رو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات