Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرزندی

تلفظ بین المللی : /farzˈandi/ تلفظ :‌ [faRz'andi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فرزندی که پدری بدرد نخور دارد
  • نسل فرزندی
  • نسل فرزندی اول
  • نسل فرزندی دوم
  • به فرزندی پذیرفتن
  • رابطه پدر و فرزندی
  • قبول به فرزندی
  • بی فرزندی
  • مجموعه خانه های حسینعلی رحیمیان و فرزندی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فرزندی. [ ف َ زَ ] ( حامص ) فرزند بودن. بنوت :
بدو راهبر گفت کای پادشاه
دلت شد به فرزندی او گواه.
فردوسی.
- فرزندی کردن ؛ انجام وظیفه فرزند در حق والدین :
فرزند کسی نمیکند فرزندی
گر طوق طلا به گردنش بربندی.
؟

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به فرزند متعلق به فرزند : مهر فرزندی .

مترادف و متضاد

filial (صفت)
فرزندی، درخور فرزند

کلمات مرتبط

  • فرزندی که پدری بدرد نخور دارد
  • نسل فرزندی
  • نسل فرزندی اول
  • نسل فرزندی دوم
  • به فرزندی پذیرفتن
  • رابطه پدر و فرزندی
  • قبول به فرزندی
  • بی فرزندی
  • مجموعه خانه های حسینعلی رحیمیان و فرزندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات