Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرود گرفتن

تلفظ بین المللی : /fˈoruːd ɡerˈeftan/ تلفظ :‌ [f'oRu:d geR'eftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوج گرفتن و فرود امدن همه چیز
  • فروغ گرفتن
  • عنان فرو گرفتن
  • فرود رفتن
  • فرو گفتن
  • فرودگرفتن
  • عنان فروگرفتن
  • فرو رفتن
  • فرو گاشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرودگرفتن. [ ف ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) پایین آمدن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : حسنک قریب هفت سال بر دار بماند تا به دستور وی فرودگرفتند و دفن کردند. ( تاریخ بیهقی ). || دستگیر کردن. بند نهادن. مقید کردن : فردا چون غازی به درگاه آمد او را فرود خواهند گرفت. ( تاریخ بیهقی ). پیش از آنکه او را فرودگرفتندی خلیتاشان مسرع رفته بودندی با نامها. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فروگرفتن شود....

فرهنگ فارسی

پایین آوردن

کلمات مرتبط

  • اوج گرفتن و فرود امدن همه چیز
  • فروغ گرفتن
  • عنان فرو گرفتن
  • فرود رفتن
  • فرو گفتن
  • فرودگرفتن
  • عنان فروگرفتن
  • فرو رفتن
  • فرو گاشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات