کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرود-رفتن | کلماتور
معانی کلمه : فرود رفتن
تلفظ بین المللی :
/fˈoruːd rˈaftan/
تلفظ :
[f'oRu:d R'aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرو رفتن
فروش رفتن
توی فکر فرو رفتن
در باتلاق فرو رفتن
در بحر فکر فرو رفتن
در خود فرو رفتن
در عالم فکر فرو رفتن
در گل فرو بردن یا رفتن
فرو رفته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرودرفتن. [ ف ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فرودآمدن. جای گرفتن : از سرای عدنانی به باغ فرودرود. ( تاریخ بیهقی ). || وارد شدن و داخل شدن به سرای و جز آن : بدو داد و به سرای فرودرفت. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فرودآمدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) داخل شدن .
کلمات مرتبط
فرو رفتن
فروش رفتن
توی فکر فرو رفتن
در باتلاق فرو رفتن
در بحر فکر فرو رفتن
در خود فرو رفتن
در عالم فکر فرو رفتن
در گل فرو بردن یا رفتن
فرو رفته
نظرات