Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرغیش

تلفظ بین المللی : /farq1ˈijaʃ/ تلفظ :‌ [faRq1'ijaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • فرویش
  • فریش
  • فریشته
  • فریشته خو
  • فریشته خوی
  • فریشته دل
  • فریشته فر
  • فریشته وش
  • فرویشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فرغیش. [ ف َ ] ( ص ) کهنه و فرسوده. ( برهان ) : نکنم یاد ز تاراج و نیندیشم زآنک مرکبم بود خر لنگ و لباسم فرغیش.امیرمعزی.|| ( اِ ) پوستین که از کهنگی موی گریبان و دامن و سرهای آستین آن ریخته باشد و بعضی گویند پوستین کهنه باشد که مویهای آن از درازی به زمین کشیده شود. || مویی باشد که از زیرپوستین سر فرودآورده باشد. ( برهان ) ( اسدی ). || کاهلی و فروگذاشت و عطلت. ( برهان ). قیاس کنید با فرغول. ( حاشیه...

فرهنگ عمید

کهنه، فرسوده: نکنم یاد ز تاراج و نیندیشم زآنک / موکبم بود خر لنگ و لباسم فرغیش (امیرمعزی: ۳۷۸ ).

فرهنگ معین

(فَ رْ ) (ص . ) ۱ - کهنه ، فرسوده . ۲ - جامة کهنه ، پوستین کهنه .

کلمات مرتبط

  • فرویش
  • فریش
  • فریشته
  • فریشته خو
  • فریشته خوی
  • فریشته دل
  • فریشته فر
  • فریشته وش
  • فرویشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات