فرش . [ ف ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ فراش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فراش شود.
فِراش#NAME?
۱. قالی.
۲. هرچیز گستردنی.
۳. [مقابلِ عرش] [قدیمی، مجاز] زمین.
〈 فرش کردن: (مصدر متعدی)
۱. گستردن فرش بر زمین.
۲. گستردن.
(فُ رُ) [ ع . ] (اِ.) جِ فراش .
(فَ رْ) [ ع . ] (اِ.) 1 - هر چیز گستردنی . 2 - قالی .
(فُ) (اِ.) شیری که از حیوان نوزاییده دوشند؛ آغوز، فله ، فرشه نیز گویند.
فرش، قالى (یک دست فرش براى یک اتاق شامل چهارقطعه به نامهاى میون فرش یک تخته با پهناى بیشتر، کناره، دو قطعه و باریکتر از میان فرش سر فرش است که یک تخته مىباشد. ابعاد آنها به اندازه اتاق بستگى دارد).
بساط، زیرانداز، زیلو، قالی، گلیم، مفرش