معانی کلمه : فرا رسیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رسیدن، درآمدن.
۲. نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری.
۲. نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری.
فرهنگ معین
(فَ. رَ دَ ) (مص ل . ) نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری ۲ - توانا بودن قادر شدن .
مترادف و متضاد
forereach (فعل)
فرا رسیدن، بجلو تیر اندازی کردن، سبقت گرفتن از
