Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرا رسیدن

تلفظ بین المللی : /farˈɑ rˈesidˌan/ تلفظ :‌ [faR'A R'esid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فرا رسیدن از
  • فراز رسیدن
  • فرا راندن
  • فرارسیدن
  • فرس راندن
  • فرازرسیدن
  • فرا
  • فرأ
  • فرا اب کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فرارسیدن. [ ف َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری : اگر او را قضای مرگ فرارسد تخت ملک ما را باشد. ( تاریخ بیهقی ).از پیل کم نه ای که چو مرگش فرارسددر حال استخوانْش بیرزدبدان بها.خاقانی.زآن پیش کَاجل فرارسد تنگ وَایام عنان ستاند از چنگ...نظامی.چون اجلش فرارسید از بی دست وپایی نتوانست گریخت. ( گلستان ). || توانا بودن. فرصت یافتن. قادر شدن : قرب صدهزار آدمی هلاک شد و کس به غ...

فرهنگ عمید

۱. رسیدن، درآمدن.
۲. نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری.

فرهنگ معین

(فَ. رَ دَ ) (مص ل . ) نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری ۲ - توانا بودن قادر شدن .

مترادف و متضاد

forereach (فعل)
فرا رسیدن، بجلو تیر اندازی کردن، سبقت گرفتن از

کلمات مرتبط

  • فرا رسیدن از
  • فراز رسیدن
  • فرا راندن
  • فرارسیدن
  • فرس راندن
  • فرازرسیدن
  • فرا
  • فرأ
  • فرا اب کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات