Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فراو

تلفظ بین المللی : /farˈɑv/ تلفظ :‌ [faR'Av]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رباط فراوه
  • رمزینۀ جهانی فراورده
  • سامانۀ پس فراوری
  • سامانۀ پیش فراوری
  • غذای کم فراوری شده
  • فت و فراوان
  • فراواریدن
  • فراواز
  • فراوان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فراو. [ ف َ ] ( اِخ ) رباطی است [ به ناحیت دیلمان ] بر سرحد میان خراسان و دهستان بر کران بیابان نهاده و ثغر است بر روی غور و اندر رباط یک چشمه آب است چندانک خورد را به کار شود و ایشان را هیچ کشت و برز نیست و غله از حدود نسا و دهستان آرند. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 144 ). رجوع به فراور و فراوه شود.

فرهنگ فارسی

شهرکی بوده در خراسان قدیم میان نسا و دهستان و خوارزم که گاهی آنرا از اعمال نسا دانسته اند و گاه از اعمال دهستان . توضیح مینورسکی گوید فراوا و فراوه همان [ قزل اروت ] امروزین است که راه آهن ماورائ خزر از آن می گذرد . منسوب بدان [ فراوی ] است .

کلمات مرتبط

  • رباط فراوه
  • رمزینۀ جهانی فراورده
  • سامانۀ پس فراوری
  • سامانۀ پیش فراوری
  • غذای کم فراوری شده
  • فت و فراوان
  • فراواریدن
  • فراواز
  • فراوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات