Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاج

تلفظ بین المللی : /fˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [f'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • فج و فاج
  • الفاج
  • مرکیا فاج
  • فاجر
  • فاجره
  • فاجره بچه
  • فاجع
  • فاجعه
  • فاجعه گَردی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فاج. ( اِ ) شاخ. شاخه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شاخ شاخه

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۱°۱۱′۳۹″ شمالی ۵۱°۰۲′۵۹″ شرقی / ۳۱٫۱۹۴۱۷°شمالی ۵۱٫۰۴۹۷۲°شرقی / 31.19417; 51.04972فهرست روستاهای ایرانفاج، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.این روستا در دهستان سردشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۶ نفر (۱۰خانوار) بوده است.wiki: شیرینی است که از شکر، کره و شیر تهیه می شود که تا ۱۱۶ درجهٔ سلسیوس حرارت داده ...

کلمات مرتبط

  • فج و فاج
  • الفاج
  • مرکیا فاج
  • فاجر
  • فاجره
  • فاجره بچه
  • فاجع
  • فاجعه
  • فاجعه گَردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات