معانی کلمه : غیرتی
لغت نامه دهخدا
غیرتی. [ غ َ رَ ] ( ص نسبی ) رشکین و غیور. غیرتمند. || آنکه دارای ناموس و نگهدار آبروو شرف باشد. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به غیرت شود.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) منسوب به غیرت ، ناموس پرست .
فرهنگ فارسی
( صفت ) غیرتمند غیور ۲ - آنکه به حفظ ناموس و آبرو و شرف خودبکوشد .
مترادف و متضاد
باحمیت، غیرتناک، غیور ≠ بیغیرت
