Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غنجیدن

تلفظ بین المللی : /q1andʒˈidan/ تلفظ :‌ [q1andZ'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • الغنجیدن
  • غنویدن
  • غنشیدن
  • رنجیدن
  • سر غلطیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • غلتیدن
  • غلطیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غنجیدن. [ غ ُ دَ ] ( مص ) فحش گفتن. ( آنندراج ). زشت گفتن. زشت گویی کردن. ( ناظم الاطباء ). || هزل وبازی نمودن. ( آنندراج ). بذله گویی کردن. بازی کردن. || استهزاء کردن. ( ناظم الاطباء ). || ناز و غمزه کردن. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 190 ب ). ظاهراً مصدر جعلی از غنج بمعنی ناز و غمزه است.

فرهنگ عمید

ناز کردن، کرشمه کردن.

فرهنگ معین

(غَ یا غُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - ناز و غمزه کردن . ۲ - بذله گویی کردن .

کلمات مرتبط

  • الغنجیدن
  • غنویدن
  • غنشیدن
  • رنجیدن
  • سر غلطیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • غلتیدن
  • غلطیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات