Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غمکش

تلفظ بین المللی : /q1ˈamkeʃ/ تلفظ :‌ [q1'amkeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غمکاه
  • غمکده
  • غم کش
  • غمش
  • غمش خانه
  • غمشانی
  • دوراه غماشکه
  • غمیش عونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غمکش. [ غ َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غم کشد.غمناک. غمدار. غمزده. غمدیده. غمرسیده : چو پیروزه گشته ست غمکش دل من ز هجران آن دو لب بهرمانی.ابوالحسن بهرامی.در سایه آن زلف مشوش که تراست ای بس دل سرگشته و غمکش که تراست.انوری.میی کوست حلوای هر غمکشی ندیده بجز آفتاب آتشی.نظامی ( از آنندراج )....

فرهنگ عمید

غم خوار، غمناک، اندوهگین.

فرهنگ فارسی

غمخوار، غمناک، اندوهگین
( صفت ) آنکه غم کشد غمناک غمزده .

مترادف و متضاد

غمزده، غمناک، مغموم


کلمات مرتبط

  • غمکاه
  • غمکده
  • غم کش
  • غمش
  • غمش خانه
  • غمشانی
  • دوراه غماشکه
  • غمیش عونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات