کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غمش | کلماتور
معنی کلمه : غمش
تلفظ بین المللی :
/q1ˈamaʃ/
تلفظ :
[q1'amaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
غمش خانه
غمشانی
ذات الجنب غشائی
التهاب غشای زلالی
ستون غشادار پیوسته
شارع الغامش
سوی غامش
سِنج غرّشی
سرخ غش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
غمش. [ غ َم َ ] ( ع مص ) تاریک شدن نظر کسی از گرسنگی یا تشنگی.و یا بمهمله سوء البصر اصلی ، و بمعجمه عارضی که میرود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ضعیف شدن چشم با جریان اشک در اکثر اوقات. صفت آن اغمش است. ( از المنجد ).
کلمات مرتبط
غمش خانه
غمشانی
ذات الجنب غشائی
التهاب غشای زلالی
ستون غشادار پیوسته
شارع الغامش
سوی غامش
سِنج غرّشی
سرخ غش
نظرات