عطش شدید؛ تشنگی سخت؛ سختی تشنگی.
۱. کوزۀ آبخوری کوچک و سرتنگ؛ غلغلک.
۲. = قلک
۱. دانۀ حاصل از زراعت گیاهان تیرۀ گندمیان، مانندِ جو، گندم، ارزن، برنج، و امثال آنها.
۲. [قدیمی] حاصل زراعت این گیاهان که هنوز برداشت نشده است.
۳. [قدیمی] آذوقه.
۴. [قدیمی] درآمد و دخلی که از کرایۀ خانه یا دکان بهدست آید.
(غَ لِ) (اِ.) بی قراری .
(غُ لَّ) (اِ.) = غلة : شاماکچه که زیر زره پوشند؛ شعاری که زیر لباس پوشند.
(غَ لِّ یا لَُ) [ ع . غلة ] (اِ.) 1 - درآمد حاصل از کرایة مکان یا فروش زراعت . 2 - گندم ، جو، شالی و حبوبات . ج . غلات .
جو، حنط، حنطه، گندم