Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غله فروش

تلفظ بین المللی : /q1ˈalleː fˈoruːʃ/ تلفظ :‌ [q1'alle: f'oRu:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غله
  • غله باز دادن
  • غله برداشتن
  • غله بوم
  • غله خیز
  • غله خیزی
  • غله دادن
  • غله دان
  • غله زار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غله فروش. [ غ َل ْ ل َ / ل ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که حبوب از قبیل گندم و جو فروشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه غله فروشد. فروشنده غله. رجوع به غَلّه شود : غله فروش مادام بد بود و بدنیت... ( منتخب قابوسنامه ص 178 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که حبوب از قبیل گندم و جو و ارزن و جز آنها فروشد .

کلمات مرتبط

  • غله
  • غله باز دادن
  • غله برداشتن
  • غله بوم
  • غله خیز
  • غله خیزی
  • غله دادن
  • غله دان
  • غله زار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات