غلمان. [ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ غُلام. ( منتهی الارب ). جمع غلام است و غلام بر امرد اطلاق میشود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). گاهی به معنی مفرد آید. ( از آنندراج ) : هرکه قربان تو غلمان نشود آدم نیست صدقت میشوم ای مثل تو در عالم نیست.میرنجات ( از آنندراج ). || خدمتکاران بهشتی به صورت امرد. ( ناظم الاطباء ). مخلوقی در بهشت به صورت امردان که در خدمت اهل جنت خواهند بود، اگر چه غلمان جمع است ولی فارسیان ب...
فرهنگ عمید
۱. پسران زیبارویی که در بهشت خدمتگذار زنان بهشتی خواهند بود: مگر لشکرگه غلمان خلدند / سرادقشان زده دیبای اخضر (ناصرخسرو۱: ۲۶۵ )، پادشاها کحل چشم حور و غلمان خاک تو / صدهزاران رحمت حق بر روان پاک تو (سلمان ساوجی: ۵۱۰ ). ۲. [قدیمی] = غلام
غِلْمانجوانان خوبروی و خدمتکار بهشتی. مانند حور از مخلوقات بهشتی اند. در قرآن (طور، ۲۴؛ واقعه، ۱۷؛ انسان، ۱۹) به آنان اشاره شده است؛ البته در دو آیۀ اخیر، با نام و تعبیر «وِلدانٌ مُخَلَّدون» (جاودانه جوانان) از آن ها یاد شده است. در سورۀ انسان به مروارید پراکنده تشبیه شده اند و در سورۀ طور آنان را به مروارید مکنون، که از ترس دستبرد اجانب در گنجه نگهداری می کنند، تشبیه کرده است و این نشان از شدت زی...
فرهنگ فارسی
جمع غلام
دانشنامه عمومی
غِلمان جمع «غلام» است و به معنای پسران جوان و زیبا است که در بهشت همسر زنان بهشتی می شوند. غلمان در قرآن همانند حور به لؤلؤ مکنون تشبیه شده است یعنی قبلاً دستی به او نرسیده و چشمی آن را ندیده. پس غلمان همچون حور از مخلوقات بهشتی است زیرا بنی آدم در این تعریف دخیل نیستند که قبلاً چشمی آن را ندیده باشد.غلمان های (غلامها) بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند.این نوج...
مترادف و متضاد
غلامان ≠ حوران
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] غِلمان واژه ای قرآنی به معنای نوجوانان زیبا که در خدمت بهشتیان اند. در قرآن کلمه غلمان (غلام ها) یک بار و وِلدان (پسران) دو بار و همچنین عبارت خدمت کارانی جوان و جاودانی، یک بار به کار رفته است. مفسران درباره اینکه غلمان، مخلوقات بهشتی اند یا انسان های زمینی، اختلاف نظر دارند. برخی از آنها بر این باورند که غلمان فرزندان کافران اند که گناه و ثوابی برای آنها نوشته نشده است.واژه غِلمان جم...