Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلغلیچ

تلفظ بین المللی : /q1alˈaq1litʃ/ تلفظ :‌ [q1al'aq1litS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • غلغلیچگه
  • غلغلیچه
  • غلغلیچه گه
  • غلغلی
  • غلغلیج
  • غلغلیجگاه
  • غلغلیجگه
  • غلملیچ
  • غلغل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غلغلیچ. [ غ َ غ َ / غ ِ غ ِ ] ( اِ ) جنبانیدن انگشتان در زیر بغل کسی و خاریدن پهلو و کف پا را گویند چنانکه به خنده درآید، و به فتح هردو غین هم درست است. ( برهان قاطع ). زیر بغل دست کردن تا خنده آرد، و درخراسان گلغوچه و پلخوجه و پخپخو گویند. ( از فرهنگ رشیدی ). حرکت دادن دست و انگشتان در زیر بغل و کش ران کسی تا او به خنده افتد، و آن را در خراسان گلغوچه و پخلوچه و بخجو و دغدغه و غلملج نیز گویند و غل...

فرهنگ عمید

قلقلک#NAME?

= قلقلک

فرهنگ فارسی

( اسم ) جنبانیدن انگشتان در زیر بغل کسی و خاریدن پهلوها و کف پای کسی چندان که وی بی اختیار به خنده افتد .

کلمات مرتبط

  • غلغلیچگه
  • غلغلیچه
  • غلغلیچه گه
  • غلغلی
  • غلغلیج
  • غلغلیجگاه
  • غلغلیجگه
  • غلملیچ
  • غلغل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات