معانی کلمه : غلط راندن
لغت نامه دهخدا
غلط راندن. [غ َ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) به غلط سخن گفتن :
کجا پیش پیرای پیر کهن
غلط رانده بود از درستی سخن.بی غلط راندن اجتهادی نیست
بر غلط خواندن اعتمادی نیست.
کجا پیش پیرای پیر کهن
غلط رانده بود از درستی سخن.بی غلط راندن اجتهادی نیست
بر غلط خواندن اعتمادی نیست.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بغلط سخن گفتن خطا گفتن .
