Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرند

تلفظ بین المللی : /q1ˈarand/ تلفظ :‌ [q1'aRand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • می غرند
  • غرنده
  • غرندگی
  • غرنده تر از بمب
  • مرغ تفنگچی غرنده
  • طرار غرن
  • غند
  • غند شدن
  • غند کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غرند. [ غ َ رَ ] ( ص ) آن زن بود که به دوشیزه دهند، و دوشیزه برنیاید. ( فرهنگ اسدی ) :
نرم نرمک چو عروسی که غرند آمده بود
باز آن سوی بریدش که از آن سو بازآ .
ابوالعباس ( از فرهنگ اسدی ).
زنی که به نام دوشیزه به شوی دهند ودوشیزه نباشد.

فرهنگ عمید

دختر غیر باکره که به عنوان باکره شوهر دهند.

فرهنگ معین

(غَ رَ ) (ص . ) دختری که در شب زفاف معلوم شود که باکره نیست .

فرهنگ فارسی

( صفت ) زنی که به عنوان دوشیزه به شوهر دهند و دوشیزه نباشد .

کلمات مرتبط

  • می غرند
  • غرنده
  • غرندگی
  • غرنده تر از بمب
  • مرغ تفنگچی غرنده
  • طرار غرن
  • غند
  • غند شدن
  • غند کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات