غرغرة. [ غ ِ غ ِ رَ] (ع اِ) یکی غِرغِر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ماکیان حبشه یا ماکیان بیابانی . (از اقرب الموارد) . قسمی ماکیان . (دزی ). غرغر. غرغرک . رجوع به غرغر شود. || یکی غِرغِر. گیاه بهاری که در کوه روید. (از تاج العروس ).
نای؛ گلو؛ خشکنای؛ غرغر.
۱. گرداندن آب یا مایع دیگر در دهان و گلو برای شستشوی آن.
۲. (اسم) (پزشکی) [مجاز] محلولی که برای شستشوی دهان و گلو به کار برود.
〈 غرغره کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی)
۱. گرداندن آب یا مایع دیگر در دهان و گلو برای شستشوی آن.
۲. (مصدر متعدی) [عامیانه، مجاز] تکرار طوطیوار سخنان شخص دیگر.
( ~ .) (اِ.) خِرخِره ، گلو، نای گلو.
( ~ .) [ ع . ] (مص ل .) آب یا مایع شستشو دهندة دهان را در گلو گردانیدن .
(غَ غَ رِ)(اِ.) = قرقره :چرخی که ریسمان دور آن پیچیده می شود برای بالا کشیدن چیزی .
1. گرداندن محلول در حلق برای شستوشو و ضدعفونی 2. محلولی که برای شستوشو و ضدعفونی حلق به کار میرود