Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غبب

تلفظ بین المللی : /q1ˈabab/ تلفظ :‌ [q1'abab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • هجره ذی غبب
  • شاه اباد غرب
  • شمال غرب وز
  • طرابلس غرب
  • طلح الغباری
  • ظرف غبار
  • عنبر غبار
  • غاب
  • غاب کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غبب . [ غ َ ب َ ] (ع اِ) قاقم . (بحر الجواهر).

غبب. [ غ َ ب َ ] ( ع اِ ) گوشت زیر زنخ. غبغب. ( برهان ). آن پوست که آویخته بود زیر گلو. ( دهار ). گوشت آویخته زیر ذقن و آن را طوق گلو نیز گویند و آن از لوازم حسن است. ( غیاث ) ( آنندراج ).گوشتی که زیر گلوی خروس و گاو فربه آویخته است. طوق زیر گلوی خروس و گاو و مردم. ( منتهی الارب ). در خراسان از آن خروس را «لار...

فرهنگ عمید

۱. غبغب، گوشت زیر زنخ.
۲. تکۀ گوشت آویخته زیر گلوی خروس و گاو.

فرهنگ معین

(غَ بَ ) [ ع . ] (اِ. ) نک غبغب .

فرهنگ فارسی

( اسم ) گوشت زیر زنخ غبغب .

کلمات مرتبط

  • هجره ذی غبب
  • شاه اباد غرب
  • شمال غرب وز
  • طرابلس غرب
  • طلح الغباری
  • ظرف غبار
  • عنبر غبار
  • غاب
  • غاب کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات