معانی کلمه : غباره
لغت نامه دهخدا
غبارة. [ غ َ رَ ] (اِخ ) آبی است مر بنی عبس را. (منتهی الارب ). آبکی است متعلق به بنی عبس در بطه الرمه در نزدیکی ابانین در موضعی که آن را خیمه گویند. و گویند آبکی است نزدیک قرن التوباذ در بلاد محارب . (معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
آبی است مربنی عبس را آبکسی است متعلق به بنی عبس در بطن الرمه در نزدیکی ابانین در موضعی که آنرا خیمه گویند
