Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غبار

تلفظ بین المللی : /q1ˈobɑr/ تلفظ :‌ [q1'obAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • غبار 1
  • غبار 2
  • غبار آتشفشانی
  • غبار اسیا
  • غبار افشاندن
  • غبار الحلبه
  • غبار الرحی
  • غبار الودگی
  • غبار اوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

غبار. [ غ ِ ] (اِ) و غباره را در بعضی لغت نامه ها بمعنی چوبی که بدان گاو رانند، آورده اند ولی صحیح غباز است . رجوع به غباره و غباز شود.

غبار. [ غ ُ ] ( ع اِ ) گرد. ( منتهی الارب ). رَنْد. ( لغت محلی شوشتر ). تم . مؤلف آنندراج آرد: بمعنی گرد، و مهتاب از تشبیهات اوست و بالفظ ریختن و زدن و نشستن و خواستن و گرفتن و افشاندن و رفتن و شستن و زدودن و ستردن و داشت...

فرهنگ عمید

۱. خاک نرم؛ گَرد.
۲. [مجاز] آزردگی.
⟨ غبار خاستن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. بلند شدن گَرد.
۲. [مجاز] به‌وجود آمدن آزردگی.

۱. خاک نرم، گَرد.
۲. [مجاز] آزردگی.
* غبار خاستن: (مصدر لازم ) [قدیمی]
۱. بلند شدن گَرد.
۲. [مجاز] به وجود آمدن آزردگی.

فرهنگ معین

(غُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - گرد، خاک نرم . ۲ - نامی برای قلم و نوشته های بسیار ریز در خوش - نویسی .

فرهنگ فارسی

( خط یا قلم غبار ) یکی از هفت قلم ( خط ) جدید است و آن خطی سخت باریک است که از رقاع و نسخ پدید آمده . این خط را [ قلم جناح ] نیز نامند و نامه هایی را که با کبوتر فرستاده میشد بدین خط مینوشتند ( صبح الا عشی ص ۱۳۲ ) : [ بمشک سوده محلول در عرق ماند که بر حریر نوسد کسی بخط غبار . ] ( سعدی تغ . ) توضیح وجه تسمیه آن به [ غبار ] از این جهت است که چشم در دیدن آن ضعیف شود بخاطر باریکی حروف آن چنانکه ضعیف ش...

مترادف و متضاد

خاک، گردوخاک، گرد

mist (اسم)ابهام، مه، غبار، تاری چشمdust (اسم)ذره، خاک، غبار، گرد و خاک، خاکه، ترابnebulosity (اسم)غبار، حالت گازی، حالت ابری، حالت غباری...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] غبار به ذرّه های بسیار ریز مواد، به ویژه خاک که بر روی اجسام می نشیند، گویند.از احکام مرتبط با آن در باب های طهارت ، صلات و صوم سخن گفته اند.← در طهارت ۱. ↑ النهایة، ص۴۹. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۵۳۳، برگرفته از مقاله «غبار». ...wikifeqh: غبار...

واژه نامه بختیاریکا

گرت

فرهنگستان زبان و ادب

{dust} [مهندسی محیط زیست و انرژی] ذرات ریز گردوخاک معلق در هوا
{haze} [علوم جَوّ] ذرات ریز گردوخاک یا نمک پراکنده در بخشی از جوّ

کلمات مرتبط

  • غبار 1
  • غبار 2
  • غبار آتشفشانی
  • غبار اسیا
  • غبار افشاندن
  • غبار الحلبه
  • غبار الرحی
  • غبار الودگی
  • غبار اوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات