کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عیزار | کلماتور
معنی کلمه : عیزار
تلفظ بین المللی :
/eˈizɑr/
تلفظ :
[e'izAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عیزاره
عیزاریه
راست عیار
سمک عیار
شبگون عیار
صاحب عیار
صافی عیار
عیار
عیار سوخت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عیزار.
[ ع َ ] (اِخ ) ابن هارون بن عمران . نام پدر الیاس نبی علیه السلام است . (از منتهی الارب ).
عیزار. [ ع َ ] (ع ص ) سخت و استوار از هر چیزی . || کودک چست و سبکروح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) نوعی از کاسه ٔ آبگینه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوعی از قدح شیشه . (از اقرب الموارد). || درختی است . (م...
کلمات مرتبط
عیزاره
عیزاریه
راست عیار
سمک عیار
شبگون عیار
صاحب عیار
صافی عیار
عیار
عیار سوخت
نظرات