معانی کلمه : عیب جویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تفحص عیب و خطای دیگران، نکته گیری، خرده گیری.
فرهنگ فارسی
۱ - تفحص معایب دیگران . ۲ - ایراد عیبها و خطاهای دیگران . ۳ - نکته گیری خرده گیری .
مترادف و متضاد
انتقاد، ایراد، تنقید، خردهگیری، نکتهگیری ≠ عیبپوشی
