Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عکری

تلفظ بین المللی : /ˈaːkri/ تلفظ :‌ ['a:kRi]
لغت نامه دهخدا
  • ابن عماد ابوالفلاح عبدالحی بن احمد عکری صالحی
  • عکریش
  • امام حسن عسکری
  • ریشه عریان
  • سته عشری
  • طاقات العکی
  • طول پایۀ عکسی
  • ظفر العفریت
  • عاری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عکری. [ ع َ ] ( اِخ ) عبدالحی بن احمدبن محمدبن عماد عکری حنبلی مکنی به ابوالفلاح. مورخ و فقیه قرن یازدهم هجری. رجوع به عبدالحی ( ابن احمد... ) و مآخذ ذیل شود: الاعلام زرکلی ج 4، خلاصةالاثر، آداب اللغةالعربیه جرجی زیدان.

کلمات مرتبط

  • ابن عماد ابوالفلاح عبدالحی بن احمد عکری صالحی
  • عکریش
  • امام حسن عسکری
  • ریشه عریان
  • سته عشری
  • طاقات العکی
  • طول پایۀ عکسی
  • ظفر العفریت
  • عاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات