Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عوسج

تلفظ بین المللی : /ˈuːsdʒ/ تلفظ :‌ ['u:sdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عوسج اسود
  • عوسجه
  • عوسجی
  • مسلم بن عوسجه
  • خلف بن مسلم بن عوسجه
  • مسلم بن عوسجه اسدی
  • عسج
  • عسجد
  • عسجدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عوسج . [ ع َ س َ ] (اِخ ) جایگاهی است در یمامة. (از معجم البلدان ).

عوسج . [ ع َ س َ ] (ع اِ) ج ِ عوسجة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عوسجة شود. || نوعی از خاربن . (ناظم الاطباء). خاردرخت . (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی از علیق باشد، و آن درختی است که برگ آن را بپزند و در خضاب به کار برند. (برهان قاطع) (آنندراج ). از درختان خاردار است که آن را ...

فرهنگ عمید

گیاهی خاردار با گل هایی به رنگ های مختلف و میوه ای گرد و سرخ رنگ، خفجه.

فرهنگ معین

(عَ یا عُ سَ ) [ ع . ] (اِ. ) خار درخت .

فرهنگ فارسی

گیاهی است خاردار، شاخه هایش پرخار، گلهایش برنگهای مختلف، میوه اش گردوسرخ رنگ، واحدش عوسجه
جایگاهی است در یمامه

کلمات مرتبط

  • عوسج اسود
  • عوسجه
  • عوسجی
  • مسلم بن عوسجه
  • خلف بن مسلم بن عوسجه
  • مسلم بن عوسجه اسدی
  • عسج
  • عسجد
  • عسجدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات