کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عنشنش
تلفظ بین المللی :
/aːnʃˈanaʃ/
تلفظ :
[a:nS'anaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عنشنشه
عنشوش
سبک عنان
سست عنان
عشاشه
عشش
علانشیه
عنان
عنان انداختن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عنشنش. [ ع َ ن َ ن َ ] ( ع ص ) درازبالا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || چست و چابک و شتاب از مردم و اسب. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
عنشنشه
عنشوش
سبک عنان
سست عنان
عشاشه
عشش
علانشیه
عنان
عنان انداختن
نظرات