معنی کلمه : عمیدالدوله
لغت نامه دهخدا
عمیدالدولة. [ ع َ دُدْ دَ ل َ ] (ع اِ مرکب ) بزرگ دولت . سرور حکومت . آنکه دولت بر او تکیه کند. و آن لقبی بود که به بزرگان مملکت می دادند.
عمیدالدولة. [ ع َ دُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) حسین بن قاسم بن عبیداﷲ. ملقب به عمیدالدولة. وزیر المقتدر باﷲ عباسی . رجوع به حسین (ابن قاسم بن ...) شود.
