معانی کلمه : عمادالدوله
لغت نامه دهخدا
عمادالدوله . [ ع ِ دُدْ دَل َ ] (اِخ ) محمدبن محمودبن سبکتکین ، ملقب به عمادالدوله . رجوع به عمادالدوله ٔ غزنوی (محمدبن ...) شود.
عمادالدوله . [ ع ِ دُدْدَ ل َ ] (اِخ ) علی بن بویه ٔ دیلمی . اولین از دیالمه ٔفارس . رجوع به عمادالدوله ٔ دیلمی (علی بن ...) شود.
