Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عفیره

تلفظ بین المللی : /aːfˈireː/ تلفظ :‌ [a:f'iRe:]
لغت نامه دهخدا
  • عشیره
  • عشیره زامل
  • عفیر
  • عفیفه
  • عمیره
  • عیره
  • غزوه ذی العشیره
  • غزوه عشیره
  • عصیره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عفیرة. [ع َ رَ ] (ع اِ) گویک گوی گردان . (منتهی الارب ). جعل . (ناظم الاطباء). گویک گوه گردان . (آنندراج ). دحروجة. (از اقرب الموارد). || (ص ) زنی که به کسی هدیه نفرستد. (منتهی الارب ). عفیر. رجوع به عفیر شود.

عفیرة.[ ع ُ ف َ رَ ] (اِخ ) دختر ولید بصری . از زنان عابد ونابینای بصره بود. وی همان است که در جواب کسی که گفته بود «مااشد العمی علی من کان بصیرا» چ...

کلمات مرتبط

  • عشیره
  • عشیره زامل
  • عفیر
  • عفیفه
  • عمیره
  • عیره
  • غزوه ذی العشیره
  • غزوه عشیره
  • عصیره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات