عفیفة. [ ع َ فی ف َ ] (اِخ ) لیلی دختر لُکَیزبن مرةبن اسد. از زنان شاعر عرب در عهد جاهلیت . رجوع به لیلی (بنت لکیز...) شود.
عفیفه . [ ع َ فی ف َ ] (ع ص ) عفیفة. زن پارسا و باعصمت و باحیا و باشرم و متدین و پاکدامن .ج ، عفیفگان . (ناظم الاطباء). و رجوع به عفیفة شود.توئی که جز تو نپنداشت با بصارت خویش عفیفه مریم مرپور خویش را پدری .ناصرخسرو....
مونث عفیف، زن پارساوپاکدامن ( صفت ) مونث عفیف زنی که پارسا و پاکدامن باشد جمع عفائف ( عفایف ) عفیفات . لیلی دختر لکیز بن مره بن اسد از زنان شاعر عرب در عهد جاهلیت
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: afife) (عربی) (مؤنث عفیف) ، ← عفیف .
اسم: عفیفه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: afife) (فارسی: عفيفه) (انگلیسی: afife) معنی: مؤنث عفیف، پای بند به اصول اخلاقی، پارسا و پرهیزکار، ( مؤنث عفیف )، عفیف، دارای عفت، پرهیزکار، پارسا