معانی کلمه : عفیر
لغت نامه دهخدا
عفیر. [ ع ُ ف َ ] (اِخ ) ابن معدان ، تابعی است . رجوع به ابوعائذ (عفیر...) شود.
عفیر.[ ع ُ ف َ ] (اِخ ) نام خر پیغمبر (ص ) مانند یعفور. || اسبی است مر جهینه را. (از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
ابن معدان تابعی است

عفیر. [ ع ُ ف َ ] (اِخ ) ابن معدان ، تابعی است . رجوع به ابوعائذ (عفیر...) شود.
عفیر.[ ع ُ ف َ ] (اِخ ) نام خر پیغمبر (ص ) مانند یعفور. || اسبی است مر جهینه را. (از منتهی الارب ).