Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عفج

تلفظ بین المللی : /ˈaːfdʒ/ تلفظ :‌ ['a:fdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عفجه
  • ذات العجم
  • ردالصدر علی العجز
  • سبط العجمی
  • ساحل عاج
  • عاج
  • عاج اولیه
  • عاج ثانویه
  • عاج زایی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عفج . [ ع َ ف َ ] (ع مص ) بزرگ وفربه شدن روده ٔ کسی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و چنین شخصی را عَفِج گویند. (از اقرب الموارد).

عفج . [ ع َ ف ِ ] (ع ص ) آنکه روده های او بزرگ و فراخ باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به عَفَج شود. || (اِ) به معنی عِفج است . رجوع به عِفج شود.

عفج . [ ع َ ] (ع مص ) زدن . (از منته...

فرهنگ معین

(عَ) (ص .) خراب ، تباه .

(عِ) [ ع . ] (اِ.) روده ای که طعام از معده در آن داخل گردد؛ ج . اعفاج .

(عَ ) (ص . ) خراب ، تباه .
(عِ ) [ ع . ] (اِ. ) روده ای که طعام از معده در آن داخل گردد، ج . اعفاج .

فرهنگ فارسی

( اسم ) روده ای که طعام از معده در آن داخل گردد جمع اعفاج .
زدن عصا زدن

کلمات مرتبط

  • عفجه
  • ذات العجم
  • ردالصدر علی العجز
  • سبط العجمی
  • ساحل عاج
  • عاج
  • عاج اولیه
  • عاج ثانویه
  • عاج زایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات