کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عصبانی شدن
تلفظ بین المللی :
/ˌasabˈɑni ʃˈodan/
تلفظ :
[,asab'Ani S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
سخت عصبانی شدن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
عصبانی
عصبانی بودن
عصبانی و ناراحت کردن
عصبانی کردن
عصبانی کننده
عصبانی ترین مرد در بروکلین
عصبانی نیستم
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
get angry (فعل)خشمگین شدن، عصبانی شدن، سخت عصبانی شدنjitter (فعل)عصبانی شدن، با عصبانیت سخن گفتن، با عصبانیت رفتار کردن، عصبانی بودنget nervous (فعل)عصبانی شدن...
فرهنگ فارسی ساره
برآشفتن
واژه نامه بختیاریکا
بَدِرَهدِن؛ ور بلیکستِن؛ ور شُفتن؛ تَش کشیدِن؛ رَهدِن به غضو؛ بَر خَردِن؛ پرگهِستِن
کلمات مرتبط
سخت عصبانی شدن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
عصبانی
عصبانی بودن
عصبانی و ناراحت کردن
عصبانی کردن
عصبانی کننده
عصبانی ترین مرد در بروکلین
عصبانی نیستم
نظرات