کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عصبانی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : عصبانی کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌasabˈɑni kˈardan/
تلفظ :
[,asab'Ani k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
عصبانی و ناراحت کردن
با عصبانیت رفتار کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
عصیان کردن
تصرف عدوانی کردن
عصبانی
عصبانی بودن
عصبانی شدن
عصبانی کننده
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
fluster (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، اشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن، گرم شدن کلهannoy (فعل)تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردنflurry (فعل)اشفتن، عصبانی کردنfunk (فعل)عصبانی کردن، دود ایجاد کردن، رم کردن، بد بو کردنirritate (فعل)برانگیختن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عصبانی کردن، سوزش دادنenrage (فعل)خشمگین کردن...
واژه نامه بختیاریکا
ور گفگنیدِن؛ گفگنیدِن؛ چو به چیل کردن
کلمات مرتبط
عصبانی و ناراحت کردن
با عصبانیت رفتار کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
عصیان کردن
تصرف عدوانی کردن
عصبانی
عصبانی بودن
عصبانی شدن
عصبانی کننده
نظرات