Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عشاری

تلفظ بین المللی : /aːʃˈɑri/ تلفظ :‌ [a:S'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حسین عشاری
  • اسود العشاریات
  • عشاریات
  • عشاریه
  • دیر العذاری
  • سته عشری
  • عاری
  • عاریت
  • عاریت خواستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عشاری . [ ع َری ی ] (ع اِ) ج ِ عَشراویّة. رجوع به عشراویة شود.

عشاری . [ ع ُ ری ی ] (ع ص ) هر چیز که درازای آن ده ذراع باشد. (ناظم الاطباء): ثوب عشاری ؛ پارچه ٔ ده دستی . (منتهی الارب ). پیراهنی که طول آن ده ذراع باشد. غلام عشاری ؛ پسر ده ساله ، و در تأنیث عشاریة شود. (از اقرب الموارد). || نام صنعت شعری . (غیاث اللغات ) (آنندراج )....

فرهنگ فارسی

نام او حسین ابن علی بن حسن بن محمد عشاری است وی فقه و اصولی و از اهالی بغداد بود بسال ۱۱۵٠ قمری متولد شد و در فقه شافعی تسلط بسیار یافت بطوری که او را شافعی صغیر لقب دادند بسال ۱۱۹۴ قمری برای تدریس از بغداد به بصره رفت و بسال ۱۱۹۵ قمری در آنجا درگذشت

کلمات مرتبط

  • حسین عشاری
  • اسود العشاریات
  • عشاریات
  • عشاریه
  • دیر العذاری
  • سته عشری
  • عاری
  • عاریت
  • عاریت خواستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات